
دفاع>دفاع مقدس - همشهری آنلاین:سوز سرما از لای نردهها تو میآمد، ساعت از نیمههای شب گذشته بود، نگهبانها این موقع شب خواب بودند، حالا وقتش بود، باید دل به دریا میزدیم... بچهها را بیدار کردیم و گفتیم، ما داریم میرویم، می آیید یا میمانید همین جا؟، خندیدند و مسخره کردند و همین باعث شد مصمصمتر شویم و به "پرویز" و "سید رضا" گفتم: ولشان کنید، برویم.. سَرِمان را که از لای نردهها رد کردیم بدن نحیفمان هم راحت رد شد، 20 روزی میشد که سه نفری نردهها را از هم باز میکردیم که بشود از لایشان رد شد، اول سیدرضا رفت، بعد من و بعد هم پرویز... توی حیاط سوز سرمای اسفندماه را حالا میشد به خوبی حس کر...
ادامه مطلب
اجتماع>اجتماعی - دختر ۲۰ ساله وقتی از خانه فرار کرد نمیدانست سرنوشتی شوم در انتظارش است. او 15روز در خانه زني زنداني بود و بيگاري ميكرد.چهارشنبه هفته گذشته دخترجواني هراسان خود را به ماموران پليس رساند و مدعي شد كه در دام زن آدمربايي گرفتار و حالا موفق به فرار از اسارتگاه شده است. با شكايت اين دختر 20ساله، وي روز گذشته مقابل قاضي مرشدلو بازپرس شعبه هفتم دادسراي امورجنايي تهران قرار گرفت. او گفت:به خاطر اختلافاتي كه با خانوادهام داشتم حدود دو هفته قبل فرار كردم اما نميدانستم حادثه شومي در انتظارم است. وقتي فرار كردم به شهريار رفتم و در آنجا با زني به نام بنفشه آشنا شدم. او پيشنهاد داد كه شب را مهمان خانهاش باشم. آن شب وقتي به خانه او رفتم تازه متوجه شدم كه ماجرا از چه قرار است. بنفشه مرا د...
ادامه مطلب
اجتماع>اجتماعی - دختر ۲۰ ساله وقتی از خانه فرار کرد نمیدانست سرنوشتی شوم در انتظارش است. او 15روز در خانه زني زنداني بود و بيگاري ميكرد.چهارشنبه هفته گذشته دخترجواني هراسان خود را به ماموران پليس رساند و مدعي شد كه در دام زن آدمربايي گرفتار و حالا موفق به فرار از اسارتگاه شده است. با شكايت اين دختر 20ساله، وي روز گذشته مقابل قاضي مرشدلو بازپرس شعبه هفتم دادسراي امورجنايي تهران قرار گرفت. او گفت:به خاطر اختلافاتي كه با خانوادهام داشتم حدود دو هفته قبل فرار كردم اما نميدانستم حادثه شومي در انتظارم است. وقتي فرار كردم به شهريار رفتم و در آنجا با زني به نام بنفشه آشنا شدم. او پيشنهاد داد كه شب را مهمان خانهاش باشم. آن شب وقتي به خانه او رفتم تازه متوجه شدم كه ماجرا از چه قرار است. بنفشه مرا د...
ادامه مطلب