
اجتماع > سفر - شیدا اعتماد:
اگر بشود عظمت، سکوت و خلوص را که مفاهیمی انتزاعی هستند به زبان معماری برگرداند، گنبد سلطانیه میشد ترجمه تمام اینها. اهمیت دشت و مکان از خود بنا کمتر نیست.
آن دشت وسيع با خرابههاي شهر قديمي و گنبدهاي آبي، تمام خيالات خفته را بيدار ميكرد. كنار سلطانيه، شاعر شعرهاي گمشدهاش را پيدا ميكند و نويسنده داستانهايش را. كافياست بايستد، تكيه كند به ديوار آجري كهنه، به سكوت گوش بسپارد و به خطوط منحني كه دشت و كوه را معني ميكند، چشم بدوزد.
از شهر قديمي، ديوارهاي كوتاه كاهگلي مانده و كوزههاي شكسته سفالي و خاطرههايي نخنما كه راهشان را در كوچهها گم كردهاند. با اين همه، چشمها را كه ببندي باد صداي سم اسبسواراني را ميآورد كه از دوردست رو به اينجا ميتازند و از آن سرگرداني ميگويد كه از پاي ديوارهاي آجري آغاز ميشود.
گنبد سلطانيه از آن بناهايي است كه نميشود بدون دشت اطرافش تجسمش كرد. عظمتش در برابر خانههاي گلي كوچكي كه حالا ديگر جز ويرانهاي از آنها نمانده و وسعت دشت و كوههاي دوردست است كه معني واقعي خودش را پيدا ميكند. انگار كه دشت، پيش از شكلگرفتن، دلتنگ آن بنايي بوده كه بيكرانگياش را بهخاطر بودنش ستايش كند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان