
ایران > سیاستخارجی - مجید مهرابی دلجو-اسماعیل سلطنتپور:
علیاکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی هم از آن نامهایی است که میتوان گفت برند سیاست خارجی ایران هستند؛ مثل ظریف که نماد منطق در دیپلماسی ایرانی است، مثل سردار سلیمانی که نماد قدرت در سیاست خارجی ایران است؛
حتي مثل زنگنه كه مذاكرات نفتي ايران را در دولت يازدهم جلو برد. صالحي از آن سياستمداراني است كه يك جايي، يك گوشهاي بالاخره اخلاق و سياست و دانش را به هم دوخته و در همين چارچوب هم حركت ميكند، اگر به نتيجه فني مذاكرات ايمان دارد از دانشاش است و اگر دبه آمريكايي را افشا ميكند از اخلاقش، سياست اما ذكاوت هم ميطلبد؛ صالحي مبتكر مذاكرات محرمانه ايران و آمريكا در عمان بود؛ طراح مذاكرات با معارضين سوري هم؛
او ميگويد كه هوشمندانه براي روزي كه آمريكا برجام را نقض كند، تمام پيشبينيهاي لازم را كرده است، نه فقط براي برگشتپذيري بلكه براي مرتبهاي بالاتر از آنچه ايران قبل از مذاكرات در دست داشت، وزير خارجه سابق ايران و مذاكرهكننده هستهاي كشورمان بعد از بازديد سهساعته از مجموعه همشهري، در گفتوگويي 90دقيقهاي به سؤالات ما پاسخ گفتند.
آن مطلب با اين ديدگاه كه برجام در خطر است منتشر نشد، بنده نوشتم كه براي بقاي توافق هستهاي، غرب بايد مسير خود را تغيير دهد، بهنظر ميرسد طرف مقابل دارد اين فضاي تعامل را مخدوش ميكند. من 3 نكته را مطرح كردم، يكي بحث سردرگمي امنيتي است بهعبارتي همسايگان بايد روشن كنند كه آيا دنبال قدرت براي امنيت هستند يا قدرت را براي تحكم بر ديگران ميخواهند كه در اين صورت مفهوم امنيت تحقق مييابد. موضوع دوم اين بود كه تعامل مفهومي دوطرفه است و ارتباط تنگاتنگي با التزام به تعهدات دارد و موضوع سوم هم توجه به واقعيتهاي عيني در برابر واقعيتهاي جايگزين بود.
البته من در اينجا به اعتبار برداشت شخصي درباره موضوعات سياسي صحبت ميكنم چون مسئوليت جاري بنده فعلا در حوزه فناوري هستهاي است. بهعنوان يك تحليلگر سياسي الان صحبت ميكنم، عربستان متأسفانه دچار يك توهم دشمني از طرف ايران است، به عقيده من او نسبت به ايران متوهم است. من زماني كه وزير خارجه بودم، يكبار با سعودالفيصل وزير خارجه سابق عربستان در منزلش درجده دو ساعتي صحبت كردم، به او گفتم چرا نسبت به ايران نگران هستيد؟
فكر ميكنيد ايران دنبال چيست؟ خداوند به هر دو كشور ايران و عربستان هر آنچه نعمت زميني است ازجمله سرزمين، نفت، معادن و... داده نه ما به سرزمين شما چشمداشت داريم نه شما به سرزمين ما، پس مطمئن باشيد ما دنبال اهدافي در ارتباط با عربستان نيستيم و ما اتفاقا خيرخواه عربستان هستيم نه از باب مجامله بلكه بهخاطر امنيت خودمان چون هرچه منطقه امنيت داشته باشد ما كمتر نسبت به شرايط اقتصادي و تجاري خود در خليجفارس نگران خواهيم بود. علاوه بر اخوت اسلامي از باب منافع مليمان هم ميخواهيم با هم دوست باشيم تا مطمئن باشيم خليجفارس در امنيت كامل است.
جواب او مفصل بود كه اگر بخواهم به اختصار بگويم به اين مضمون بود كه گفت آقاي صالحي يك نگاه به نقشه بكن، عربستان را ببين، در شمال عربستان عراق و سوريه هستند كه ايران در آن نفوذ دارد، در جنوب عربستان هم يمن است كه شما جاي پايي داريد، منطقه شرقي عربستان شيعه نشين هستند و تصور ميكنيم كه تمايل به ايران دارند، آن سوي خليجفارس هم كه سواحل متحد ايران باعث اشراف كامل آن شده است بنا براين فقط براي ما حوزه درياي سرخ باقيمانده و شما ما را احاطه كردهايد؛ ببينيد سعوديها اينطور فكر ميكنند! فيصل فكر ميكرد ما ميخواهيم عربستان را محاصره كنيم، درحاليكه اين هدف ما نيست، محاصره كنيم كه چه شود؟!
در آن جلسه درباره القاعده هم صحبت شد و سعودالفيصل درباره بازداشت تعدادي از القاعدهايها در ايران نكاتي را گفت.
من اعلام كردم كه طبيعي است ما در سياست خارجي اول به همسايگان توجه كنيم اما علاوه بر آن در بين همسايگان 2كشور عربستان و تركيه را نام بردم كه ما بايد رابطه ويژهاي با آنها داشته باشيم. عدهاي ايراد گرفتند كه چرا نام برديد، درحاليكه الان مشخص شده آن تشخيص درست بوده است.
اصلا درباره آن موضوع صحبتي نشد، زيرا اصلا آن زمان اين اتفاق نيفتاده بود، داستان ترور عادلالجبير واقعا يك سناريوي فكاهي بود، انس و جن هم بعدا فهميدند، خود آمريكاييها هم متوجه شدند كه ساختگي است، يك بنده خدايي را پيدا كردند كه روانپريش بود و اين داستان مضحك را سرپا كردند؛ اصلا عادل الجبير آن زمان كي بود كه كسي بخواهد عليه او كاري بكند؟! در ثاني ايران در شيوه حكومتداري و رفتارياش اينگونه مسائل را برنميتابد، يك چيزي درست كردند تا فضاي سياسي را مخدوش و گلآلود كنند، به هر حال آن داستان نگرفت و آخرش هم نفهميديم چه شد!
ما عربستان را يك كشور مهم ميدانستيم.
بله، عربستان همچنان يك كشور مهم و نقشآفرين در منطقه است.
ما بالاخره بايد تلاش كنيم اين توهمي كه در عربستان نسبت به ايران ايجاد شده را اصلاح كنيم، ما بهعنوان ايراني ميدانيم كه هيچ نيت سوئي عليه عربستان نداريم اما اگر خود را جاي سعوديها بگذاريم ميبينيم كه ايران روزبهروز در حال قدرتمندتر شدن است و اين سبب شده كه آنها اينطور فكر كنند، ما صرفا نميتوانيم بگوييم لطفا اينطور فكر نكن، ما بايد تلاش كنيم اين سوءتفاهم را رفع كنيم، سياست خارجي يعني همين. عربستان متوهم است، مثل يك بيمار، نميتوان به بيمار گفت چرا مريض شدي، بايد درمانش كرد، درمانش اين است با شيوههاي سياسي بنشينيم و صحبت كنيم و اين البته شيوههاي خودش را ميطلبد.
نه آن موقع شرايط به اين صورت فعلي ملتهب نشده بود، بنده هم تمام تلاشم در حد بضاعت و وسعم اين بود كه نگذارم امور از كنترل خارج شود.
يكي از گلههاي آنها اين بود كه چرا وزير خارجه ايران كه به عربستان دعوت شده بود به آنجا نرفته است!
خير وزير قبل از من، ما بعدا گفتيم لابد گرفتاريهايي داشته است.
با اين عبارت به اين صورت موافق نيستم. ملك عبدالله دو يا سه هفته قبل از اجلاس عدمتعهد در تهران، نشست فوقالعاده سران سازمان همكاري اسلامي را در مكه برگزار كرد، آن موقع در ايران برخي نظرات اين بود كه لزومي به حضور ايران نيست اما من آن موقع اصرار كردم و به آقاي احمدينژاد گفتم كه ما حتما بايد در اين اجلاس شركت كنيم و ايشان هم قبول كردند.
تحليل بنده اين بود چون ما ميخواهيم در شهريور ماه، اجلاس عدمتعهد را برگزار كنيم، عربستان ميخواهد در اجلاس سران سازمان همكاري اسلامي مصوبهاي براي تحريم حضور كشورهاي اسلامي در نشست تهران به بهانه سوريه و... داشته باشد كه عملا در اين صورت نصف كشورهاي عدمتعهد كنار ميرفتند و به اين ترتيب نشست جنبش عدمتعهد در تهران شكست ميخورد.
در هر صورت ما در كنفرانس فوقالعاده سران سازمان همكاري اسلامي حضور پيدا كرديم و ورق برگشت، آنها غافلگير شدند، وقتي آقاي احمدينژاد رفت، ملك عبدالله طوري استقبال كرد كه همه متحير شدند چرا اينقدر از هيأت ايران استقبال ميشود، ملك عبدالله دست رئيسجمهور ايران را گرفت و كنار خود قرار داد و سران ساير كشورهاي حاضر در اجلاس فكر ميكردند گويي ميزبان دونفر هستند.
بله براي مثال پرونده آميا در ارتباط با آرژانتين موضوع مهمي بود، همينطور آزادي 48 اسير ايراني در سوريه كه پيچيدگيهاي خاص خود را داشت، همينطور تعداد زيادي ايراني در هند و تايلند و نيجريه و گرجستان و گامبيا و ليبي، انگليس و آمريكا بازداشت شده بودند كه الحمدلله آزاد شدند.
اكثرا بله، در آن دوره تحولات مهم ديگري هم رخ داد، بيداري اسلامي، حمله به سفارت انگليس و... كه اين تحولات نياز به مديريت داشت، بنده در آن موقع اعتقاد داشتم مسائل مزمن بايد حل شود، نبايد پرونده مزمني داشت و همينطور آن را رها كرد. يكي از اين مسائل مزمن آميا بود. سالها عليه ايران جوسازي ميكردند و به همين دليل حضور ما در آمريكاي لاتين با مانع روبهرو ميشد، با عراقيها موضوع قرارداد1975 را داشتيم براي تعيين مرزها كه در بحث نشانهگذاري زميني توانستيم تا حدود 96درصد پيشرفت داشته باشيم.
يك پرونده قديمي با امارات داشتيم درباره سه جزيره ايراني كه هميشه مطرح ميشد، ما توافق كرده بوديم كه اين مسئله را طبق پيشنهاد ايران براساس تفاهم دكتر لاريجاني و وليعهد امارات جلو ببريم.
بله بيش از يك سال سكوت كردند، به اين اعتبار كه هر دو طرف براي مذاكرات دوجانبه اعلام آمادگي كرده بوديم اما بعد يك اتفاقي افتاد كه همهچيز را به هم ريخت.
سكوت و (لبخند).
بله، همين بود، ابوموسي سرزمين ماست اما ما داشتيم آماده مذاكره ميشديم كه سوءتفاهم برطرف شود و بيش از يك سال هم آنها ادعايشان را در شوراي همكاري و اتحاديه عرب تكرار نكردند كه يكباره آن اتفاقي كه شما گفتيد رخ داد.
من از اخبار صداو سيما متوجه شدم آقاي احمدينژاد به ابوموسي رفته است. وزيرخارجه امارات فكر كرد من مطلعم درحاليكه من از اخبار فهميده بودم.
بله تماس گرفت و گله فراوان كرد. واقعا داشتيم بهطور آرام در جهت حل و فصل قضيه حركت ميكرديم، در اينكه اين جزاير سرزمين ايران است كه اصلا ترديدي نيست بلكه ما ميخواستيم سوءتفاهم را بهصورت دوجانبه رفع كنيم.
بهطور كلي آقاي دكتر امير عبداللهيان مسئول بودند ولي بنا بود 2نماينده از طرف 2كشور معرفي شوند كه آقاي احمدينژاد يكي از مشاورانشان را براي اين قضيه تعيين كردند.
خير آقاي مهندس ثمره هاشمي تعيين شد و 2هفته مانده بود كه اين دو نماينده سر ميز مذاكره بنشينند كه اين اتفاق افتاد اما بقيه جزئيات را نميتوانم مطرح كنم.
طبيعي است كه گفتم ابوموسي سرزمين ماست و آقاي رئيسجمهور بنا به تشخيص خود اقدام به بازديد از آن منطقه كردند.
موضوعات مختلف بود، مثلا در پرونده آميا ما با وزير خارجه آرژانتين صحبتهاي محرمانهاي را شروع كرديم و اين مذاكرات در سوريه هم شروع شد و من بايد از آقاي وليد المعلم وزير خارجه سوريه تشكر كنم كه در اين قضيه پيشقدم و ميانجي شد. ما نخستين ديدار محرمانه مان را با وزير خارجه آرژانتين كه فرد محترمي به نام هكتور تيمرمان بود و يهودي هم بود در سوريه انجام داديم.
من خودم بهعنوان وزير خارجه شركت ميكردم اما آقاي دكتر بهاروند با توجه به تسلط و اشرافي كه به موضوع داشت همراه ما بود و كارها را پيگيري ميكرد و ما روي هم رفته 4 يا 5 بار با وزير خارجه آرژانتين ملاقات كرديم.
فكر كنم 2بار در سوريه، يكبار در سوئيس، يكي دو بار در نيويورك و در نهايت در آديسآبابا با هم يك توافقنامه امضا كرديم و وقتي كه اين توافق انجام شد آمريكا و اسرائيل عليه آرژانتين جنجال ايجاد كردند، طرفين تصميم گرفتيم كه اين توافقنامه را در مراجع بالاتر ذيربط به تأييد برسانيم. ما شورايعالي امنيت ملي و آنها مجلس را تعيين كردند. اما به سختي توانستيم از شورايعالي امنيت ملي مصوبه را بگيريم اما آنها نتوانستند از مجلسشان مصوبه بگيرند. ما به دنيا نشان داديم كه ريگي به كفش نداريم.
كاملا خلاف گفتند چون در شورايعالي امنيت ملي سردار وحيدي هم بودند و خودشان تأييد كردند كه اين، اقدام خوبي است، اتفاقا برگ برنده ما هم همين بود كه بهگونهاي مسئله را طراحي كنيم كه كميته حقيقت ياب به شكلي تشكيل شود كه مسئلهاي كه شما به آن اشاره كرديد پيش نيايد.
قطر در آن ماجرا كمك بسيار مؤثري به آزادي اسراي ايران در سوريه داشت. وقتي قضاياي سوريه داشت اوج ميگرفت برخي دوستان عقيده داشتند كه بايد اعزام زائر به سوريه متوقف نشود اما در مقابل ما عقيده داشتيم كه نبايد هموطنان در معرض خطر قرار گيرند با اين حال بنا شد عدهاي از دوستان كه عمدتا بازنشسته بودند براي زيارت به سوريه اعزام شوند. يك روز عصر برادر عزيزم سردار سليماني به من زنگ زدند و گفتند فردا ميخواهند اسرا را اعدام كنند.
من پيش خودم گفتم خدايا من چه معجزهاي ميتوانم بكنم، فكر كردم تنها كاري كه ميتوانم انجام دهم اين است كه با وزير خارجه قطر كه همزمان نخستوزير هم بود صحبت كنم. من با او تماس گرفتم و گفتم 48نفر از عزيزان ما را ميخواهند فردا در سوريه اعدام كنند و از ديد ما همه معارضين زير چتر شما هستند و اگر اتفاقي براي اينها بيفتد ما آن را از چشم شما ميبينيم و شما را مسئول خواهيم دانست. به او گفتم حداقل چيزي كه ميتوانم بگويم اين است كه من نميدانم روابط دو جانبه ما به چه سمتي خواهد رفت و ديگر از عهده من كاري برنخواهد آمد.
در جواب گفت همه معارضين زير نفوذ ما نيستند. گفتم به هر حال ما آن را از چشم شما ميبينيم.
درست است، مقامات قطر گمان ميكردند در عرض دو سه هفته دولت سوريه سقوط ميكند. خاطرم هست آقاي احمدينژاد به امير قطر گفت شما چرا اينقدر عجله داريد حالا صبر كنيد ببينيم چه ميشود.
تماس گرفت و مشخصات معارضه را خواست من هم از مسئولان سؤال كردم كه گفتند نداريم. درنهايت وزير خارجه قطر گفت من تنها كاري كه الان از دستم برميآيد اين است كه در تلويزيون الجزيره بهصورت زنده پيام بدهم هركسي كه گروگانهاي ايراني را در اختيار دارد بايد از تعرض به آنان اجتناب كند و اين كار را كرد و بعد تروريستها اعلام كردند كه اقدام به اعدام اسرا نخواهند كرد و از اين مرحله به بعد مذاكرات جدي آغاز شد و دكتر امير عبداللهيان و همتاي قطريشان قرارگاهي در تهران داير كردند كه از آن طريق با معارضين در تماس دائم بودند تا زماني كه اين 48نفر آزاد شدند.
حدود 5 ميليارد دلار بود كه مشكل حل شد و در حال انتقال است و مقداري هم در عمان خواهد ماند براي تبادلات تجاري.
خير بلوف نبود، فرمان رئيسجمهور بهطور جدي در حال دنبال شدن است، يك تصوري در جامعه وجود دارد كه وقتي پروژهاي مطرح ميشود سريع ميپرسند پس چه شد؟ كجاست؟ درحاليكه يك اطاقك هم كه بخواهيد بسازيد وقت ميگيرد.تاكنون فقط كشورهاي آمريكا، انگليس، روسيه، چين، فرانسه و جديدا هند پيشران هستهاي ساختهاند و هند هم پس از چندين سال همكاري با روسيه توانست موفق شود آن هم با هزينه ميليارد دلاري. ما در ايران ميخواهيم پيشران هستهاي بسازيم اما اينكه اين پيشران چقدر قدرت داشته باشد و دوره بارگذاري سوختش چقدر باشد را ما تعيين نميكنيم بلكه سفارشدهنده هركه باشد بايد اعلام نياز كند كه اين رابطه برقرار شده و ما از مراكز مختلفي كه ميتوانند از پيشران هستهاي استفاده كنند خواستهايم نياز و سفارش خود را بگويند. كوچكترين پيشراني كه ما بخواهيم بسازيم بايد شناوري كه آن را در خود جاي دهد داراي يك حداقل وزن و حداقل وسعتي باشد كه ما درحال حاضر چنين شناوري نداريم كه كوچكترين رآكتور پيشران را در آن قرار دهيم.
ما دانش طراحي رآكتور را داريم اما رآكتور پيشران كمپكت است و از نظر تكنولوژي با رآكتورهاي معمولي تا حدودي فرق دارد و از نظر ايمني هم بايد استانداردهاي ويژه و سختي را براي آن درنظر گرفت.
ما يك گزارش مفصل امكان سنجي اوليه را آماده و براي مقامات كشور ارسال كردهايم و الان گزارش دوم در حال تهيه است، پيشران يك كميته فني دارد كه اعضا مرتب مشغول كار هستند و كار بسيار پر حجم و زمان بري است ضمن اينكه هزينه پيشران هم هزينه قابل توجهي است.
خير.
اگر امكانات و پول باشد حداقل زماني كه ما ميتوانيم پيشران مطمئن بسازيم حدود
10تا 15سال طول ميكشد تا به مرحله عملياتي كامل برسد.
بله، صحبت شده است و انشاءالله امكانات در اختيار قرار خواهد گرفت در ضمن ساخت پيشران حق ماست و به آقاي آمانو هم اعلام كرديم و چيزي نيست كه سرّي باشد.
بله الان كانال خريد دارد كار ميكند، نه فقط ما بلكه وزارتخانههاي ديگر هم از كانال خريد دارند استفاده ميكنند و كار بهطور طبيعي جلو ميرود.
يك مورد بود كه مشكل ايجاد شد، ما با قزاقستان قراردادش را بستيم و توافقش هم شده بود كه لحظه آخر انگليس مشكل ايجاد كرد.
بله اتفاق جديدي نيفتاده است ولي همكاران وزارت امور خارجه و سازمان انرژي اتمي بهجدّ آن را دنبال ميكنند.
اين صحبت من البته دقيق منتقل نشد اما موضوع اين است كه بايد از 2وجه به آن نگاه كرد؛ رهبر انقلاب فرمودند اگر آنها بدعهدي كنند ما ميتوانيم در عرض يك سال و نيم به 100هزار سو برسيم. مسئولان ديگر هم موارد مشابهي گفتهاند كه البته اميدواريم بههرحال اين اتفاق نيفتد، رهبر انقلاب هم فرمودهاند ما آغازكننده نقض برجام نخواهيم بود. ما دلمان نميخواهد برجام به هم بخورد، بنده بهعنوان مسئول سازمان انرژي اتمي كه ميدانم از بعد فني چه خبر است،
دلم نميخواهد برجام به هم بخورد، ميخواهم برجام پايدار بماند. در مسائل تحريم شايد اشكالاتي باشد اما در همان حوزه هم اگر قرار بود 100تحريم مثلا برداشته شود حداقل 70تا برداشته شده، نميتوانيم بگوييم هيچي برداشته نشده. براي مثال آزاد شدن نفتكشهاي ما، كشتيراني ما، صادرات نفتمان، رفع موانع بيمهاي، دريافت S300، انتقال پولمان، دريافت پول نفتمان، بالا رفتن توليد و صادرات نفت، گشايش امور بانكي بهاستثناي بانكهاي بزرگ براي باز كردن LC، برقراري سوئيفت، بازشدن راه همكاري فناوريهاي پيشرفته با غرب و... بنابراين اينكه برخي ميگويند هيچ، خيلي غيرمنصفانه است.
خير، «تقريبا هيچ» ايشان درباره مشكل بانكهاي بزرگ بود، بنده كه موضوع را قبل از آقاي سيف بيان داشتم كه آقاي رئيسجمهور هم ناراحت شدند.
با شناختي كه من از آقاي سيف و آقاي ظريف دارم قطعا اينگونه نبوده است. آقاي سيف درباره بانكهاي بزرگ گفت، الان هم اگر بخواهد بگويد ميگويد تقريبا هيچ، چون هنوز بانكهاي بزرگ قدم پيش نگذاشتهاند اما بانكهاي ديگر، بله، آمدهاند. البته آن بانكهاي بزرگ هم لاجرم وارد ميشوند. وقتي توتال 5ميليارد دلار قرارداد ميبندد اين مبلغ چطور ميخواهد دادوستد شود؟ لذا آرام آرام آن هم حل ميشود.
اگر برجام صنعت هستهاي را متوقف كرده آنگونه كه دوستان ميگويند كه شما بتن ريختهايد و دانشمندان را بيرون كردهايد و... و در يك عبارت سازمان انرژي اتمي را متلاشي كردهايد، اينكه بايد براي ترامپ خيلي خوب باشد، ترامپ بايد يك جايزه هم به قبليهاي خود ميداد كه پيچ و مهرههاي صنعت هستهاي ايران را بدون شليك يك گلوله بازكردند! پس از چه ناراحت است؟ آيا از متوقف شدن صنعت هستهاي ايران ناراحت است؟ جوابش را خود اسرائيليها و سناتورهاي آمريكايي دادهاند.
براي مثال وزير اطلاعات اسرائيل گفته است كه ايران همچنان زيرساختهاي هستهاي خود را حفظ كرده و در آستانه ساخت سلاح هستهاي قرار دارد. ما كه بنا بهاستناد فتواي مقام معظم رهبري بهدنبال سلاح هستهاي و سلاحهاي كشتار جمعي بهطور كلي نيستيم. در صنعت هستهاي هماكنون اكتشاف و استخراجمان، غنيسازيمان، تحقيقوتوسعهمان، توليد آب سنگينمان، مدرنسازي رآكتور اراكمان، ساخت نيروگاههاي قدرت جديدمان و... ادامه دارد.
روزنامه همشهري برود بپرسد اينكه ميگويند در چاله رآكتور اراك بتن ريختهايم يعني چي؟ يك چاله را نشان دادهاند با فتوشاپ بتن ريختهاند ميگويند چاله قلب رآكتور را بتن ريختهاند! آدم به اينها چه بگويد؟! يا اينكه ميگويند 20هزار سانتريفيوژ شده 6 هزار تا، بدون اينكه كل داستان را بگويند، به اين عزيزان چه بايد گفت؟ البته خيلي از آنها در ضميرشان حقايق را خوب ميدانند، اگر اينگونه بود كه معترضان ميگفتند، پس آمريكا و اسرائيل و عربستان بايد خوشحال ميشدند! اين سؤالي است كه تاكنون كسي به آن پاسخ نداده است.
من فقط اين را ميگويم، ما در چارچوب تعهدات خود كارهاي هوشمندانهاي انجام دادهايم، وقتي مذاكرات برجام شروع شد من پيشبينيهاي لازم را در ذهنم داشتم، گفتم آمديم و طرف مقابل زير توافق بزند! ما چكار كنيم، پلهاي پشت سرمان را خراب كنيم؟
با خودم گفتم پلها را كه خراب نميكنيم هيچ چند پل ديگر هم ميزنيم كه اگر روزي با بدعهدي طرف مقابل روبهرو شويم، بهراحتي بتوانيم برگرديم و به همين دليل تمام پيشبينيهاي لازم را براي برگشت كردهايم نه فقط برگشت بلكه به جاهاي بالاتر از گذشته برگرديم. من همين مقدار اطمينان ميدهم كه اميدواريم برجام به هم نخورد،
چون براي برجام خيلي زحمت كشيدهايم و برجام را من يك توافقنامه خوب ميدانم، البته مشكلاتي دارد كه بايد رفع شود اما در مجموع آن را به مصلحت كشور ميدانم اميدواريم طرف مقابل اشتباه نكند اما اگر كسي اشتباه كند ديگر هيچچيز متوجه ما نيست.
خير اما سعي نكنند ما را امتحان كنند چون يكي از شگردهاي آنان اين است ما را عصباني و احساساتي كنند، كما اينكه برخي عصباني شدند و گفتند برويد توافق را پاره كنيد! چرا پارهاش كنيم؟ آمريكا دارد ميسوزد ما كه داريم از آن استفاده ميكنيم، آنها نگران و ناراحت هستند.فرض كه پاره كرديم بعدش چه؟ بنابراين بايد حكيمانه رفتار كنيم و احساساتي نشويم. مسئولان كشور تمام ملاحظات را درنظر گرفتهاند و رفتاري مبتني بر منافع ملي و حكمت سياسي را دنبال ميكنند.
درنظر داشته باشيد ايران يك كشور باتجربه است و آهسته و پيوسته منافع ملي خود را پيگيري ميكند نه مثل برخي مقامات منطقه، ما نميخواهيم آنقدر تند برويم كه بعد حتي از راه رفتن هم باز بمانيم بلكه سياست ما حركت آهسته و پيوسته است.
نمي دانم، تاكنون (زمان مصاحبه) صحبتي با من درباره دولت آينده نشده است، هرچه قسمت باشد، من تسليم مشيت الهي و تصميم بزرگان هستم، اگر تشخيص دادند ادامه دهيم به خدمت ادامه ميدهيم اگر تشخيص دادند كس ديگري بيايد اهلا و سهلا.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان