خرید بک لینک

آشنايي با رشتهي هتلداري

بفرمایید هتل ما!

کودک و نوجوان > فرهنگی - اجتماعی - معرفی رشتههای دانشگاهی > سیدسروش طباطباییپور:
برنامهی زندگی خانوادهی من خیلی دلچسب است و در یک قانون ساده خلاصه میشود: کار و کار و کار! اما بخش اصلی درآمدشان را برای سفر هزینه میکنند.

فكوفاميل هم ميدانند؛ تا تقي به توقي ميخورد و تعطيلياي پيش ميآيد، ماشين را آتش ميكنند و من و خواهرم را زير بغلشان ميزنند و سر از كوه و جنگل و كوير درميآوريم. گاهي هم با اتوبوس و قطار و لنج و هواپيما و...

هميشه هم دنبال اين نيستيم كه همهي شرايط راحتي سفر، فراهم باشد؛ گاهي چند شب در دل كوير چادر ميزديم و لحافمان ستارهها بودند و بالشمان، كُپهشني نرم! و البته گاهي هم در هتل چندستاره مستقر ميشديم و روي تشك پر قو ميخوابيديم.

اما برنامهي زندگي من از حدود دوماه پيش تغيير كرد؛ وقتي شيراز رفتيم و چند شب، مهمان يكي از هتلهاي چندستاره شديم.

از همان بدو ورود، همهچيز به شكل عجيبي مرتب بود؛ تخت، ملحفهها، يخچال و وسايل داخلش، حتي تابلوي وسط اتاق كه كاملاً با كاغذديواري آنجا هماهنگ بود.

چيزي كه در آنها بيشتر توجه مرا به خود جلب كرد، جواني بيست و چندساله بود كه چپ و راست، همراه خدمهي هتل در رفتوآمد بود و به آنها با علاقه و وسواس دستور ميداد كه مثلاً لوگوي بشقاب روي ميز ناهارخوري بايد بالا باشد و قاشق و چنگال در سمت راست و چپ آن. نوشيدني و غذا بايد ازسمت راست سِرو شود و...

اول فكر كردم او مدير هتل است؛ اما مديريت چنين هتلي اصلاً به سن و سالش نميخورد. ماجرا وقتي برايم جالب شد كه در قسمتهاي ديگر هتل هم، جواناني مثل او را ديدم كه روي كارشان تعصب زيادي داشتند و با علاقه، براي راحتي مسافران آن هتل، قدم برميداشتند.

دوچرخه شماره ۸۸۹

  • فقط يك چكه علوم و رياضي!

ميلاد، يعني همان جواناول هتل را روز دوم و البته خيلي اتفاقي، جلوي در اصلي دانشگاه شيراز ديدم؛ كيف و كتاب به دست! فكر كردم در دانشگاه هم كار ميكند، اما بعد فهميدم دانشجوي ترم آخر رشتهي «هتلداري» است و خوشحال است كه آخرين امتحان مقطع كارشناسياش را هم بهخوبي پشتسر گذاشته!

همان شب در هتل، از سر كنجكاوي، سراغش رفتم. او هم با يك فنجان قهوهي تلخ، پذيرايي شيريني از من كرد. باورم نميشد كه چنين رشتهاي داشته باشيم و چنين دانشجويان علاقهمندي!

وقتي از رشتهاش ميگفت، چشمانش برق ميزد: «من البته خيلي اتفاقي در اين مسير قرار گرفتم، ولي خيلي جدي و از سر آگاهي، آن را دنبال كردم.

ماجرا از اين قرار بود كه من از رياضي و علوم، حالم بد ميشد و از شانس بدم، در همهي رشتههاي تحصيلي، ردي از اين دو درس بيمزه به چشم ميخورد.

تا اينكه خيلي اتفاقي، در روزهايي كه بايد رشتهي تحصيليام را انتخاب ميكردم، رشتهي «هتلداري» جلوي پايم سبز شد؛ رشتهاي كه فقط يكچكه علوم و رياضي داشت و تا دلت ميخواهد، درسهاي عجيب و غريب و البته كارگاهي و عملي؛ مثلاً يكي از درسهاي جدي و اصلي ما در هنرستان يا دانشگاه، «آشپزي» بود! در كارگاه بزرگي دست و آستين بالا ميزديم و روش پخت علمي غذاهاي گوناگون را مي آموختيم و اجرا ميكرديم.

دوچرخه شماره ۸۸۹

  • هتلداري؛ هم علم است و هم ثروت!

احساس ميكردم علاقهمنديهاي من به ميلاد خيلي به هم نزديك است؛ از علاقه به قهوهي تلخ گرفته تا سفر و آشپزي و... البته تنفر از رياضي!

از گوشي تلفنهمراه و لپتاپش، برميآمد كه اوضاع مالي خوبي دارد. ميگفت: «در اين سالها، گردشگري به يك صنعت بسيار پردرآمد تبديل شده و درآمد بسياري از كشورها، از طريق گردشگري، از درآمد نفت خام ما هم بيشتر است.

كشور ما هم از اين قاعده مستثني نيست و به همان دلايل، بازار كار خوبي براي دانشجويان رشتهي هتلداري و جهانگردي فراهم است؛ بازاري كه چون درآمدزاست، براي عوامل آن هم درآمد خوب و قابلتوجهي دارد.»

ماجراي سفرهاي خودم و خانواده را برايش تعريف كردم. لبخندي زد و گفت: «چه عالي! پس تو هم اهل سفري! بد نيست بداني زمينهي كاري بچههاي اين رشته، تنها در هتلها نيست. هر كاري و هرجايي كه با مسافر و مهمان، سر و كار داشته باشد، ميتواني ردي از بچههاي ما پيدا كني.

مثلاً يكي از دوستان من در رستوران بزرگي كار ميكند. او آشپز رستوران نيست، اما مسئول آشپزخانه است و منوي غذاها و كيفيت آنها را تعيين ميكند. او تعيين ميكند كه در آن رستوران چه پيشغذاها، دسرها و نوشيدنيهايي سرو شود و... بد نيست بداني درآمدش از يك مهندس موفق هم بيشتر است.»

دوچرخه شماره ۸۸۹

  • روابط عمومي!

فكري مرا خيلي سردرگمكرده بود. آن را با ميلاد درميان گذاشتم: «مگر استقبال از مهمانهاي يك هتل هم احتياج به دانش ويژهاي دارد كه تو براي بهدستآوردن آن، چهارسال زحمت كشيدي؟»

- به! اگر بداني كه حتي چيدمان ميز ناهار هم آدابي جهاني دارد كه بايد كسي كه در هتل كار ميكند از آن سردر بياورد. ما توي دانشگاه، درسهاي جذابي ميخوانيم كه هركدام براي خودش دنيايي دارد.

مثلاً لازمهي پذيرايي از مهمان، داشتن روابطعمومي خوب است. شايد كسي ذاتاً آدمي خوشبرخورد و اجتماعي باشد، اما رفتار اجتماعي مناسب در سطح بينالمللي، قواعدي دارد كه ما در درس «روانشناسي اجتماعي» با آن آشنا شديم.

اصلاً همين مرتب كردن اتاقهاي هتل، اصولي دارد كه ما در درس «خانهداري»، در چند ترم متوالي آن را ياد ميگيريم. حتي بهخاطر اينكه ما با مسافرهاي خارجي هم برخورد داريم، در دانشگاه، علاوه بر زبان انگليسي، يك زبان ديگر هم بايد ياد بگيريم.

در سطح كلانتر، اينكه يك هتل، چه برنامههايي داشته باشه كه بتواند مهمانهاي بيشتري را جذب كند، براي خودش دنيايي دارد و دانشي است كه بايد آن را در دانشگاه ياد گرفت.

البته نه اينكه فكر كني همهي كساني كه در هتل كار ميكنند، فارغالتحصيل اين رشته هستند؛ بلكه فارغالتحصيلان اين رشته، معمولاً يك يا چند گروه خدمه را مديريت ميكنند.

دوچرخه شماره ۸۸۹

  • يك هتل واقعي!

قهوهام تمام شده بود و مشغول خوردن كيك خوشمزهاي بودم. ميلاد گفت: «اين كيك هم دستپخت خودم است. سال دوم و سوم دانشگاه، سر كلاس «شيرينيپزي» خودم دستورش را كشفكردم و گاهي براي مهمانها آنرا ميپزم!»

-واي چه عالي! راستي، مگر كلاس شيرينيپزي هم داشتيد؟

-بله! يادم است كارگاه بزرگي داشتيم پر از اجاقگاز و وسايل پختوپز! در واقع اين رشته، تنها رشتهاي است كه در آن ميشود روش پخت انواع غذاها و دسرهاي ايراني و خارجي را بهشكل علمي ياد گرفت. حتي در درس «اصول تغذيه و رژيمدرماني»، ياد ميگيريم كه امكانات مناسبي را براي مهمانهايي فراهم كنيم كه رژيم خاصي دارند.

- راستي! حالا واقعاً در اين رشته از درس رياضي خبري نيست؟

- چرا! اما قيافهي رياضي در اين رشته كمي كاربرديتر و جذابتر است. مثلاً در درسهايي مثل «اقتصاد جهانگردي»، «مديريت تبليغات و بازاريابي» و «محاسبهي قيمت تمامشده»، ما ياد ميگيريم كه با استفاده از علم رياضي، اوضاع مالي يك هتل بزرگ را مديريت كنيم.

آب از لبولوچهام راه افتاده بود. به رشتهاي برخورده بودم كه براي خودش يك «هتل» واقعي بود! ميلاد ادامه داد: «البته بد نيست بداني كه در اين رشته هم اگر با علاقه پيشنروي و تلاش نكني، نميتواني حرفي براي گفتن داشته باشي.

من به رشتهي تحصيليام خيلي علاقه دارم و همين علاقه باعث شده درسهاي دانشگاه را هم با نمرههاي خوب بگذرانم و در محل كارم، بتوانم كلي ابتكار و انرژي مثبت داشته باشم.»

بعد از گذشت دوماه، شيريني خاطرهي آن شب بهيادماندني را هنوز بهخاطر دارم. من سفر شيراز و ملاقات با ميلاد را نشانهاي از طرف خداوند ميدانم براي انتخاب مسير زندگيام! ممنونم خدا... ممنون!

دوچرخه شماره ۸۸۹

  • بازار كار در رشتهي هتلداري

1. مديريت هتلها، رستورانها و ...

2. كار در هتلها بهعنوان رزرواسيون، منوشناسي و منونويسي، مسئول خدمه و ...

3. همكاري با شركتهاي هواپيمايي بهعنوان مهماندار و ...

4. مسئول امور تشريفات در ارگانها، سازمانها و شركتهاي دولتي و خصوصي

قدم به قدم تا رسيدن به هتلداري

دوچرخه شماره ۸۸۹

ادامهي تحصيل در مقطع كارشناسي ارشد و دكتري، در رشتهي «جهانگردي» امكانپذير است.

دوچرخه شماره ۸۸۹

از آقاي «ميلاد شكرخواه»، كارشناس رشتهي هتلداري و جهانگردي تشكر ميكنيم كه ما را در تهيهي اين مطلب، صميمانه ياري كردند.

برچسب: بفرمایید, نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 11 شهريور 1396 ساعت: 11:15

صفحه بندی